...![]()
شاید روزی که خدا دست به خلقت بشر زد
هیچ فکرش را نمی کرد
روزی قوانین حقوق بشر نوشته شود !
برای همین
در کمال آرامش اول مرد را خلق کرد
سپس زن را !
و این یعنی نابرابری زن و مرد
خواسته یا ناخواسته فهمانده اند
که زن ها با مرد ها فرق دارند
حتی در خواب هایشان !
آیا ، این انصاف است ؟
من
خدا را بیش از آنچه فکر کنید
دوست دارم
اما هر وقت
از کسی قهرم می گیرد
پشتم را می کنم به « او »
و هر آنچه واقعیت را درباره اش می گویم!
" مریم هوله "
...![]()
موضوع به این سادگی را
نمی دانم چرا در تمامی این سالها کسی ندانست
و شاید نتوانست
که بگوید:
خدا عاشق است
و انسان معشوق
این " خدا " بود که " ما " را ساخت
نه " ما " "او " را
مساله ای که تمام ادبیات و عرفان اسلامی
به عکس " آنرا " گفته اند
انسان عاشق است و خدا معشوق
خدا عاشق بود
و کسی ندانست!
رشد
خدایی که در آستینم بزرگ می شد
با پیراهن تازه ام نساخت
افتاد روی خاک
من بی خدا نشده ام
خدای تازه ای در آستینم پا گرفته است!
" مریم هوله"
...
مه رو مه رو ئه ی یاره که م
به جیم مه هیله
مه رو مه رو ئه ی یاره که م
دلم مه شکینه
ئه گه ر بروی ئیتر ناتوانم
چاوم بنوینم
ئه گه ر بروی ئیتر نامینی
ژین و پیکه نین
ئه ی یاره که م پیم خوشه من
ده ستت بگرم
بمینه له لام
ئه ی یاره که م ئازیزه که م
پیم خوشه من، هاو ده ردم بیی
ئازیزه که م
ئه ی یاره که م
گولی نه و به هار
بمینه له لام
بمینه... له لام
اراک 88/9/5
با محمد رضا پ آشنا شدم
اولین هم کلامی ما همین شب بود که:
زیر نور سبز رنگِ شب خوابِ آسایشگاه ،
تو را دوست دارم چون نان و نمکِ
ناظم حمکت رو می خوند
دیشب به یکباره برف بارید
و صبح، انفجار کلاغ ها از شاخه های سپید
زمستان در دشت بورصه است. تا دوردید من
دنیایی بی انتها
عشق من
فصل دیگری رسیده است